ای صبحگاه سرودن ای  اتفاق ای ترانه  

 

ای راز ورمز رهایی ای خلوت عاشقانه 

 

آغاز هر اتفاق است  لبخند مینویی تو 

 

ای ماجرای زمینی ای آسمانی بهانه  

 

هر صبحدم با تو مستم نام تو جام الستم  

 

بارانی ام  گاه رفتن در کوچه های شبانه 

 

ای عشق ای  روح باران برمن سرودن بباران 

 

تا روی لبها بگردم تا هر زمان... جاودانه 

 

چشمی که با آذرخشش دل را بر آشفت میگفت: 

 

آهی که در سینه داری  از عشق دارد نشانه 

 

آه ـ ای  آسمان  ... آه ـ ای ماه ـ ای کهکشان آه  

 

تنهاترینم بگویید   تنها گناه است یا....نه!!!؟