باران بوسه ها
باز کن پنجره ها را که بهار آمده است
بگشا غنچه لب بوسه به بار آمده است
چقدر تلخ گذشت این همه عمر از سر درد
ضربان دل از این است که یار آمده است
ای شفا بخش ترین مرهم زخم دل من
دل من با دل تو خوب کنار آمده است
دوری از روی تو تلخ است تحمل باید
دل ما با غم عشق تو دچار آمده است
کاش باران شود این عید که با بارش آن
بوسه ها سبز شونداینکه بهار آمده است
اینکه بهار آمده است
اینکه بهار...
اینکه...
این وبلاگ برای درج اشعار ومطالب نویسنده ایجاد شده استفاده از اشعار ومطالب باذکر نام ومنبع برای دوستان آزاد است