قصه کرونا
مثل هربار قصه بسیار است
زندگی مرده مرگ بیدار است
رخوت است وسکوت ودیگر هیچ
سایه ی ایه از عزا پدیدار است
زوزه ی گرگ باد می آید
جغد شاهین برج دیوار است
کوچه در انحصار خاموشی ست
ترس کالای نقد بازار است
پرسش از هرکه ـ هرکجا داری
غرق در التهاب انکار است
قصه اینجاست ای فغان ای درد
دست فتنه چگونه در کاراست
پاسخی نیست تا کند آرام
آنکه آسیمه ودل افگاراست
مولوی هم اگر در اینجا بود
غرق در اضطراب فردا بود
یک جهان در عذاب می بینم
کهکشان را خراب می بینم
منزل آخرین دنیا را
روی ریل شتاب می بینم
دلخوشی های گنگ فردا را
شبهه ای در کتاب می بینم
آنکه باید ندا دهد مارا
خفته در رختخواب می بینم
مادر مهربان هستی را
مسخ در اضطراب می بینم
پشت این ماجرای سردرگم
رد عالیجناب می بینم
گرچه این قافیه غلط افتاد
نقش نحس ترامپ می بینم
شاه ماهان که شیخ دلها بود
مانده در حل این معما بود
بازهم قصه های قرآنی
حیرت وعبرت و پشیمانی
بازهم پشه کوره ونمرود
مور در هیئتی سلیمانی
لات وعزا و نقل ابراهیم
هود ولوط و ثمود و ویرانی
بازهم راز ورمز ده فرمان
بازهم نیلی از پریشانی
بازهم فتنه ی حواریون
شام آخر صلیب حیرانی
از هجوم ایادی شیطان
تا خروج وخروش سفیانی
گندم وسیب نه! سخن اینجاست
سجده های پلید شیطانی
دل اگر داغدار دنیا بود
در چنین قیل وقال شیدا بود
یک جهان در هراس ویروس است
کار چین "غرب یا همین روس است
هرچه هست از کجا؟نمیدانم
این پدیده پلید ومنحوس است
ساز شادی شکست درماتم
مرگ کرنا وماتم کوس است
مکه را ومدینه را بگذار
غصه ی ما غم قم وتوس است
دستهایی که پشت این پرده
آفرینندگان کابوس است
بر زبان ندبه گوی ابلیس و....
گوششان پر ز زنگ ناقوس است
در یقینیم و خوب می بینیم
کارشان زارو آه وافسوس است
گرچه چندی زمانه غوغا بود
قصه برگشت وبخت با ما بود
بازهم نو بهار می آید
شادی روزگار می آید
بازهم فال بلبل وحافظ
در پی وصل یار می آید
بازهم نغمه های سرمستی
پای سرو و چنار می آید
بازهم روی صفحه ی گوشی
هشتکی از نگار می آید
بازهم کاروان گردشگر
سوی دریا کنار می آید
داغ و اندوه درد خواهد رفت
عشق ومستی به بار می آید
آنکه ما را ذلیل خود می خواست
مانده و خوار وزار می آید
این که گفتیم از معما بود
قصه ی غصه ی کرونابود
این وبلاگ برای درج اشعار ومطالب نویسنده ایجاد شده استفاده از اشعار ومطالب باذکر نام ومنبع برای دوستان آزاد است