تمام بودنم با تو برای صبح فردا بود

شبانه کشور عشقم در آن هنگامه غوغا بود

 

به نام نامی ات برقله ها پرچم به پا کردم

سرود ملی محبوب من اهنگ دنیا بود

 

برای حفظ جانت از بلای چشم نامردان

سپاهی از غزل در کوچه ها در حال بر پا بود

 

تمام ارتش دلها قدم آهسته می رفتند

نظر بر راست تنها صحنه ای از این معما بود

 

از آن طبل بزرگ زیر پای چپ که تاول زد

دلم سرباز صفری شد که در این مشق تنها بود

 

اضافه خدمت عشق است باور کن برای توست

نگو از پشت دژبانی فرار از دل مهیا بود

 

شهید تهمتم کردی وگرنه عشق میداند

 من آن ارتشبدی بودم که با عشق تو رسوا بود

 

دگر باران اشکم  خشک وخونم در بیابان ریخت

در این میدان بی آورد رفتن قسمت ما بود